مرتضى مطهرى

189

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

طبيعى ذهن انسان تنها قادر است عوارض و ظواهر ( فنومن « 1 » ها ) را كه به حس در مىآيند ادراك كند و از ادراك ذوات ( نومن « 2 » ها ) كه مظهر عوارض و ظواهرند عاجز است . در مورد ظواهر هم ذهن انسان به واسطهء خاصيتهاى مخصوص خود ، صورتها و شكلهاى مخصوص به آنها مىدهد كه هرگز نمىتوان مطمئن شد در واقع و نفس الامر هم به همين شكل و صورت كه در ذهن ظاهر مىشوند هستند يا نه ؟ كانت مىگويد حواس تنها مواد وجدانيات و معلومات را به ذهن مىدهند و ذهن از خود مايه به آنها مىدهد و به آنها صورت مىبخشد تا قابل ادراك شدن مىشوند . مىگويد انسان هر چيزى كه تصور مىكند در ظرف زمان و مكان تصور مىكند و براى وى ممكن نيست چيزى از امور عالم را در غير اين دو ظرف ادراك كند ؛ ولى زمان و مكان وجود خارجى ندارند بلكه دو كيفيت ذاتى ذهن هستند و صورتهايى هستند كه ذهن به محسوسات خود مىدهد و اگر اين مايه را ذهن از خود نمىافزود جز يك عده تأثيرات پراكندهء متفرق غير مرتبط چيزى وارد ذهن نمىگشت يعنى تصور چيزى براى ذهن دست نمىداد ؛ مثلًا ما از خورشيد يك تصور واضح داريم و حال آنكه آنچه به وسيلهء تأثيرات حسى وارد ذهن شده گرمى و روشنايى و رنگ بوده و اگر ذهن روى خاصيت مخصوص خود براى اينها « جايگاه مكانى و زمانى » تعيين نمىكرد و به اين وسيله اينها را به يكديگر مرتبط نمىساخت هرگز تصورى از خورشيد برايش دست نمىداد . در مقام تشبيه مىگويد : « معلوم را تشبيه مىكنيم به غذايى كه بايد به بدن برسد و بدل ما يتحلّل شود . براى اين مقصود بايد مواد خوراكى از خارج داخل معده شود ، آنگاه بايد معده و اعضاى ديگر هاضمه شيره‌هايى از خود بر آنها ضميمه كنند تا خوراكها غذا شود . پس خوراكها به منزلهء احساساتند و شيره‌ها حكم زمان و مكان را دارند . اين مقدار كه گفته شد ، دربارهء وجدانيات يا تصورات اوليه‌اى است كه ما از اشياء ( عوارض و ظواهر ) داريم ، اما هنگامى كه بخواهيم آن اشياء را موضوع احكام قرار داده تحت كليات در آوريم و قوانين علمى و كلى بسازيم يك عده معقولات ديگر كه آنها نيز مخلوق ذهن هستند و از حس به دست نيامده‌اند دخالت مىكنند و صورت كلى و قانون علمى به آنها مىدهند . اين قوانين كه همهء معلومات بالاخره ناچار